پایگاه خبری تحلیلی شستون - آخرين عناوين فرهنگی :: نسخه کامل http://shastoon.ir/cultural Mon, 16 Jul 2018 07:36:56 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری - تحليلی شستون http://shastoon.ir/ 100 70 fa نقل ونشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری -تحلیلی شستون آزاد است Mon, 16 Jul 2018 07:36:56 GMT فرهنگی 60 خبر خوش خواننده پاپ برای هوادارانش http://shastoon.ir/report/11369/خبر-خوش-خواننده-پاپ-هوادارانش به گزارش شستون؛ به نقل از  باشگاه خبرنگاران جوان؛ محمد علیزاده مدتی است تک آهنگی منتشر نکرده است. او به دلیل بیماری که داشت، حتی در ماه مبارک رمضان، قطعه ای منتشر نکرد و  پس از انتشار قطعه «زندگی» نزدیک به چهار ماه است، فعالیت جدی در حوزه موسیقی نداشته است. او همچنین به دلیل بیماری، تور کنسرت خود را در تابستان برگزار نکرد و به نظر می رسد این خواننده، تا بعد از محرم و صفر برنامه نداشته باشد. علیزاده اما، این روزها در یک پیام صوتی گفته است؛ «خیلی از دوستان، نگران احوالم بودند. خدا را شکر، حالم بهتر است و دارم آماده می شوم که موزیک های خوب تولید کنم. دلم به داشتن شما قرص است.» باید منتظر باشیم و ببینیم که علیزاده پس از رفع مشکلش با چه قطعه ای فعالیتش در موسیقی پاپ را دوباره آغاز می کند. انتهای پیام/ ]]> فرهنگی Sun, 08 Jul 2018 04:32:40 GMT http://shastoon.ir/report/11369/خبر-خوش-خواننده-پاپ-هوادارانش پیام جناب‌خان به خواستگار احلام کار دستش داد/ رقابت کمدین‌های جوان در خنداننده شو + فیلم http://shastoon.ir/report/11363/پیام-جناب-خان-خواستگار-احلام-کار-دستش-رقابت-کمدین-های-جوان-خنداننده-شو-فیلم به گزارش شستون؛ به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان؛ برنامه خندوانه شب گذشته، با حضور جناب‌خان و رقابت جوانان طناز روی آنتن رفت. جناب خان در این برنامه باز از احلام و ماجراهای خنده دارش گفت؛ او که متوجه حضور رقیب عشقی برای خود شده بود، برای پیروزی در این رقابت پیامی به خواستگار احلام نوشت و به او گفت که اگر با احلام ازدواج کنی، برادرها و پدرش به اموالت رحم نخواهند کرد. این پیام برای جناب خان مشکل ساز شد؛ زیرا او با یک بی توجهی پیام را به جای رقیب عشقی، به پدر احلام ارسال کرده بود! این موضوع ناراحتی جناب خان را به دنبال داشت؛ چرا که او باید برای همیشه از احلام دل بکند. در برنامه شب گذشته همچنین، دور جدید رقابت‌های خنداننده شو برگزار شد. بیتا پورحسینی از گروه پانته آ بهرام، محمدجواد رضایی از گروه رامبد جوان، سهیل غلامرضاپور از گروه اشکان خطیبی و امیرحسین یوسفی از گروه فرهاد آئیش استندآپ کمدی اجرا کردند. اجرای محمد جواد رضایی و سهیل غلامرضاپور توجه داوران را جلب کرد. گفتنی است؛ فصل پنجم برنامه خنداونه شب‌های چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه هر هفته ساعت ۲۳ از شبکه نسیم بر روی آنتن می‌رود.     00:00 19:38 کد ویدیو دانلود   انتهای پیام/   ]]> فرهنگی Sat, 07 Jul 2018 05:14:44 GMT http://shastoon.ir/report/11363/پیام-جناب-خان-خواستگار-احلام-کار-دستش-رقابت-کمدین-های-جوان-خنداننده-شو-فیلم زمان انتشار کلید سوالات کنکور ۹۷ اعلام شد http://shastoon.ir/report/11327/زمان-انتشار-کلید-سوالات-کنکور-۹۷-اعلام به گزارش شستون؛ حسین توکلی مشاور عالی سازمان سنجش آموزش کشور در گفت‌وگو با  باشگاه خبرنگاران جوان؛  اظهار کرد: براساس برنامه زمانی پیش بینی شده آزمون سراسری سال ۹۷ در گروه‌های آزمایشی علوم ریاضی و فنی، علوم انسانی، هنر، علوم تجربی و زبان‌های خارجه در ۲ نوبت صبح و بعدازظهر روز‌های هفتم و هشتم تیر ماه ۹۷ در ۳۷۵ شهرستان کشور، ۴۷۹ حوزه امتحانی همچنین در ۲۵ حوزه امتحانی در ۲۲ کشور خارجی برگزار شده است. وی ادامه داد: براساس گزارش‌های رسیده آزمون سراسری سال ۹۷ با نظم و کیفیت بسیار خوبی و با امنیت کامل برگزار شده است و به منظور دسترسی هرچه سریع‌تر داوطلبان به سوالات گروه‌های آزمایشی علوم ریاضی و فنی، علوم تجربی، علوم انسانی، هنر و زبان‌های خارجه سوالات عمومی و اختصاصی هریک از این گروه‌ها بر روی سایت سازمان سنجش قرارگرفته است. توکلی اضافه کرد: سوالات عمومی و اختصاصی گروه آزمایشی علوم ریاضی و انسانی از ساعت ۱۴ و ۳۰ دقیقه روز پنجشنبه هفتم تیر، گروه آزمایشی هنر از ساعت ۲۱ و ۳۰ دقیقه روز پنجشنبه، گروه آزمایشی علوم تجربی از ساعت ۱۴ و ۳۰ دقیقه در روز جمعه و گروه آزمایشی زبان خارجی از ساعت ۲۰ و ۳۰ دقیقه روز جمعه بر روی سایت سازمان سنجش آموزش کشور قرار گرفته است. توکلی اضافه کرد: کلید اولیه سوالات آزمون خارج از کشور از بعد از ظهر روز چهارشنبه ۱۳ تیر ماه ۹۷ بر روی سایت سازمان سنجش قرار می‌گیرد. وی تأکید کرد: بر اساس برنامه زمانی اعلام شده نتایج اولیه به صورت کارنامه تنظیم و کارنامه تمامی داوطلبان شرکت کننده در آزمون در دهه دوم مرداد ماه بر روی سایت سازمان سنجش آموزش کشور قرار می‌گیرد. توکلی اظهار کرد: داوطلبان مجاز به انتخاب رشته پس از دریافت دفترچه راهنمای رشته‌های تحصیلی در دهه دوم مرداد می‌توانند نسبت به انتخاب کد رشته محل‌های تحصیلی مورد علاقه خود در گروه‌های آزمایشی مجاز اقدام کنند. وی گفت: نحوه انتخاب رشته‌های تحصیلی با آزمون دانشگاه آزاد پس از هماهنگی با مسئول دانشگاه مذکور توضیحات لازم در این خصوص در دفترچه راهنمای انتخاب رشته بر روی سایت سازمان سنجش قرار می‌گیرد. انتهای پیام/ ]]> فرهنگی Sat, 30 Jun 2018 06:39:12 GMT http://shastoon.ir/report/11327/زمان-انتشار-کلید-سوالات-کنکور-۹۷-اعلام عضو هیچ باندی نیستم/ باندبازی و مافیای سینمای ما در حد قربان صدقه رفتن است/ در همه دنیا برخی نهادها پول می دهند تا برایشان فیلم ساخته شود http://shastoon.ir/gallery/11191/1/عضو-هیچ-باندی-نیستم-باندبازی-مافیای-سینمای-حد-قربان-صدقه-رفتن-همه-دنیا-برخی-نهادها-پول-می-دهند-برایشان-فیلم-ساخته-شود به گزارش شستون؛ کاوه خداشناس بازیگر سینما و تلویزیون در مورد فعالیت های اخیر خود در گفتگو با خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ گفت: این روزها مشغول به ضبط یک سریال به نام "پدر" هستیم که نویسنده و تهیه کننده آن حامد عنقا و کارگردانی آن را بهرنگ توفیقی برعهده دارد که قرار بود در ماه مبارک رمضان از شبکه 2سیما پخش شود اما بنا به دلایلی این اتفاق نیفتاد و سریال دیگری جایگزین این سریال شد که البته این مسئله باعث می شود زمان بیشتری برای فیلمبرداری داشته باشیم و کیفیت کار بالاتر رود. وی افزود: هم زمان مشغول بازی در یک سریال دیگر به نام "گردان بلال" هستم به تهیه کنندگی آقای علیزاده که کارگردانی آن را آقای شلیلیان انجام می دهد. این سریال برای پخش از شبکه 1 سیما آماده می شود.   خداشناس در خصوص تفاوت بین بازیگران سینما و تلویزیون گفت: من خیلی فعالیت سینمایی نداشته ام که بخواهم خودم را بازیگر سینما بدانم، چند فیلم سینمایی بازی کرده ام و فعالیتم بیشتر در حوزه تلویزیون است.   وی در ادامه عنوان کرد: هر کدام از دو مدیوم سینما و تلویزیون مخاطب، جریانات و آدم های متفاوت خود را دارد و طبیعی است که در حرفه ما هر کسی مدتی در هر یک از این دو باشد، همه این فضاها را تجربه خواهد کرد، کار ما بازیگری است و برای مان فرقی ندارد که در کدام بازی کنیم.   بازیگر سریال "پدر" در باب وجود مافیا در سینمای ایران خاطرنشان کرد: باندبازی واژه سنگینی برای سینمای ما است و خیلی هم خبری نیست، یک سری روابط وجود دارد که طبیعی است، در این روابط که آدم های هم صنف جمع می شوند دعوت به همکاری هم به وجود می آید و این چیز بدی نیست و این که بخواهیم نام باندبازی و مافیایی به آن بگذاریم به نظر من درست نیست.   وی در ادامه بیان داشت: نمی گویم که باندبازی و مافیا نیست، یک روابطی است که قربان صدقه همدیگر می روند و در یک جاهایی دست به سینه می شوند و یک سری جا به جایی ها انجام می شود؛ باید قبول کنیم که در حرفه ما ارتباطات بسیار مهم است، کسی که روابط عمومی قوی تر و درست تری دارد طبیعی است که بیشتر هم کار کند؛ الزاما یک هنرپیشه نباید در گوشه منزلش کنج عزلت بگزیند، اتفاقا باید با همکارانش ارتباط و حضوری قوی داشته باشد.   خداشناس با بیان این که عضو باندبازی سینما نیست افزود: من اگر از این موضوع دفاع می کنم در هیچ حلقه ای نیستم و جزو آدم هایی هستم که خیلی هم روابط عمومی خوبی ندارند اما از اساس با این سیستم مخالف نیستم.   بازیگر سریال "برادر"  اظهار داشت: در همه دولت های دنیا یک سری نهادهایی وجود دارند که پول می دهند تا برایشان فیلم ساخته شود و این امری طبیعی است؛ به نظر من آدم باید واقع بین باشد اینگونه همه چیز حل می شود.   وی ادامه داد: همین هالیوود که ما از آن به عنوان الگو یاد می کنیم می بینیم که بارها هزینه های هنگفت کرده و یک سری فیلم هم در راستای قدرت نمایی و نشان دادن خیلی از امکاناتی که دارند.   کاوه خداشناس در پایان گفت: هنر یک مقوله جدا است، الزاما هر کسی که فیلمساز باشد هنرمند نیست، این ها وجه تکنیکال سینما را می شناسند، وجه هنری و خلاقانه سینما یک بخش جداست؛ آن ها کسانی هستند که یک چیزهایی را به سینما اضافه می کنند و آن را رو به جلو حرکت می دهند.  دانلودDownload انتهای پیام/ ]]> فرهنگی Sun, 10 Jun 2018 06:31:15 GMT http://shastoon.ir/gallery/11191/1/عضو-هیچ-باندی-نیستم-باندبازی-مافیای-سینمای-حد-قربان-صدقه-رفتن-همه-دنیا-برخی-نهادها-پول-می-دهند-برایشان-فیلم-ساخته-شود معلمی که معجزه زندگی دختر اوتیسمی شد/تجربه چند ثانیه ای علیخانی از زندگی یک اوتیسمی! http://shastoon.ir/report/11156/معلمی-معجزه-زندگی-دختر-اوتیسمی-تجربه-چند-ثانیه-علیخانی-یک به گزارش شستون، به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان؛ احسان علیخانی در شانزدهمین قاب ماه عسل  میزبان خانم آگاهی بود. علیخانی گفتگوی خود را با مهمان برنامه درباره زندگی شخصی او آغاز کرد. آگاهی متولد ۶۱ در تهران و دارای فوق لیسانس حسابداری و لیسانس موسیقی است . وی گفت:پدرم در ایران خودرو کار می کرد. او تمایل داشت که من رشته حسابداری بخوانم از این رو این رشته را انتخاب کردم اما علاقه ای به آن نداشتم من در نوجوانی به پزشکی و کالبد شکافی علاقه داشتم‌. در بخش دیگری از گفتگو آگاهی درباره قصه زندگی خود گفت: زمانی که در مقطع پیش دانشگاهی بودم دختر خاله ام با ما تماس گرفت و گفت کسی که قرار بود در مدرسه استثنایی عروسک گردانی کند غیبت کرده است و از من دعوت کرد به این جشن بروم مادرم قبول نکرد اما با موافقت پدر توانستم این کار را انجام دهم. وی افزود: برای اولین بار با معلولان رو برو شدم بسیار ترسیده بودم و بعد از این مراسم تا یک هفته حالم بد بود، آرزوی من این بود که مراسم زودتر تمام شود ، تا مدتی به بچه ها فکر می کردم چون از بیماران اوتیسم و سندرم داون شناختی نداشتم. آگاهی با اشاره به حضور دوباره خود در آن مدرسه عنوان کرد: این مدرسه از من در خواست کرد ماهی یکبار و هر بار یک ساعت ساز برای بچه ها بزنم، چهار پنج ماه اول برایم سخت بود اما به مرور بهتر شد و به پیشنهاد خودم دوبار به مدرسه می رفتم.  بچه ها از حضور من خوشحال بودند البته ترس با من بود اما بر ترس خود غلبه می کردم. گروه های سرود تشکیل دادم یک سال به همین گونه گذشت تا اینکه مدیران مدرسه از من درخواست کردند که  موسیقی به بچه ها تدریس کنم. مدرسه برای من معلم در نظر گرفت و به من کار درمانی و گفتار درمانی را آموزش دادند و من در مدرسه ماندگار شدم. وی ادامه داد: از سال ۸۵ کار خود را به طور رسمی در مدرسه استثنایی شروع کردم و چیزهایی که یاد گرفته بودم را به بچه ها آموزش می دادم، به مرور زمان یاد گرفتم با یک فرد مبتلا به اوتیسم و سندرم دان کار کنم و اما متوجه شدم اوتیسم مانند اثر انگشت است چراکه هر کدام رفتار خاص خود را داشتند  ‌اما در کمال ناباوری و با کلی سوال مدرسه استثنایی تعطیل شد و من ماندم با کلی سوال . آگاهی درباره ادامه فعالیت خود در مرکز استثایی دیگری گفت: مرکز استثنایی دیگری از من دعوت کرد تا با آنها همکاری کنم این مرکز پسران بالای ۱۴ سال را آموزش می دادند و من این پیشنهاد را قبول کردم تا بتوانم جواب سوالات خود را از رفتارهای متفاوت بچه های اوتیسم به دست بیاورم . اولین کنسرتم را درسال ۸۷ با این بچه ها برگزار کردم من از اینکه این بچه ها می توانند آموزش های من در موسیقی را اجرا کنند ،استرس داشتم اما آنها بهترین اجرا را انجام دادند. بعد از این اتفاق با خانواده های این بچه ها ارتباط برقرار کردم که به فرزندشان موسیقی آموزش بدهم. در بخش دوم احسان علیخانی با دو مادر که فرزندان آنها بیماری اوتیسم داشتند به گفتگو نشست. خانم پزشکی که مادر یکی از بیماران اوتیسمی بود، گفت: دخترم اوتیسم شدیدی داشت ، پزشکان ما را از درمان او نا امید کردند البته کار درمانی و گفتار درمانی را به او آموزش می دادند اما مشکلی که باران داشت این بود که نمی توانست ارتباط برقرار کند و آرامش نداشت.با همه این اتفاقات سعی کردم امیدم را به خدا قطع نکنم .با حضور خانم آگاهی و استاد نقاشی دخترم، معجزه را دیدم. وی ادامه داد: هیچ وقت ندیدم که باران لباس فرم مدرسه بپوشد چرا که مدرسه به محض مطلع شدن از بیماری دخترم ، او را ثبت نام نمی کردند. مادر باران گفت :باران درس ها را در خانه می خواند و من آرزو داشتم که باران لباس فرم مدرسه بپوشد. مادر دوم مهمان ماه عسل گفت: دخترم ۱۲ ساله است و به اوتیسم شدید مبتلاست خیلی برایم سخت است که مدرسه ای برای تحصیل فرزندم نداریم برای او وقت گذاشتیم و هزینه کرده ایم زمانی که با خانم آگاهی آشنا شدیم او معتقد بود دختر من پیانیست موفقی خواهد شد. آگاهی گفت: خانواده های اوتیسم نیازمند حمایت هستند،سال ها آرزو داشتم آنها مشغول به کار شوند به همین دلیل تصمیم گرفتم کافه ای برای آنها افتتاح کنم و نیاز به کمک همه دارم تا کافه های بیشتری داشته باشیم چراکه این کافه فقط 40متر است. احسان علیخانی در بخشی از برنامه، دوربینی را به چشم خود زد و دنیا را از نگاه یک اوتیسمی دید. دربخش پایانی بچه های اوتیسم محبوب ترین تیتراژ (مرتضی پاشایی) برنامه ماه عسل را اجرا کردند . بیشتر بخوانید:تیتراژ متفاوت برنامه ماه عسل با همخوانی کودکان اتیسمی + فیلم  گزارش از الهام قبادی انتهای پیام/ ]]> فرهنگی Sun, 03 Jun 2018 05:02:46 GMT http://shastoon.ir/report/11156/معلمی-معجزه-زندگی-دختر-اوتیسمی-تجربه-چند-ثانیه-علیخانی-یک توصیه‌های غذایی احسان علیخانی به روزه‌داران!/ ماجرای زندگی دو جوان که از اعدام نجات یافتند http://shastoon.ir/report/11140/توصیه-های-غذایی-احسان-علیخانی-روزه-داران-ماجرای-زندگی-دو-جوان-اعدام-نجات-یافتند به گزارش شستون، به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان؛ احسان علیخانی در پانزدهمین برنامه ماه عسل، بعد از پخش تیتراژ ابتدایی برنامه از مخاطبان همیشگی اش تشکر کرد. او سپس درباره آداب غذا خوردن در ماه رمضان گفت: ماه رمضان مدیریت غذا خوردن و وعده های غذایی مهم است. بعضی از دوستانم هستند که جوری افطاری و سحری می خورند که معده تا ۷۲ ساعت هنگ می کند که آنها را چه طور هضم کند! از طرفی یک عده هم هستند که آب کرفس می خورند با سالاد کاهو! من به آنها می گویم با این همه خوردن، حال فقرا را درک نمی کنید و فقط حال رژیم داران را درک می‌کنید. این حفظ تعادل در غذا خوردن را در نظر بگیرید دوستان. مجری ماه عسل، در ادامه، ضمن تشکر از امید و رضا برای حضور در برنامه «ماه عسل» از آن‌ها خواست درباره زندگی خود صحبت کنند. امید و رضا دو جوانی بودند که طی یک درگیری، باعث مرگ فرد دیگری شدند و مدت ها در زندان بودند. رضا در ابتدا گفت: من از سربازی که آمدم به همراه پدرم کار خرید و فروش ماشین می‌کردم. سپس، با وام توانستم باشگاه بدنسازی بزنم. ۲۲ ساله بودم که آن حادثه رخ داد. وی ادامه داد: من به خیاطی برادر مقتول رفته بودم و بابت گرفتن شلوارم کل کلی بین ما رخ داد و بعد از مدتی آن جریان را فراموش کردم. اما بعد از چند ماه ما دوباره اتفاقی یکدیگر را دیدیم و نگاه هر دو ما به هم گره خورد. سر همین نگاه کردن دوباره درگیر شدیم و  من رفتم باشگاه و آنجا بچه‌های باشگاه، من را ترغیب کردند که با او دعوا کنم. از باشگاه بیرون رفتم و با هم درگیر شدیم. من فقط هولش دادم، اما همین حرکت باعث شد، زندگی دو خانواده نابود بشود. رضا اظهار کرد: به خاطر این اتفاق حالم بد شد و به بیمارستان رفتم و مقتول هم در همان اتاق بستری شد. به تشخیص دکتر ضربه مغزی شده بود و او را به کرمانشاه انتقال دادند. او حین عمل جراحی به دلیل خونریزی زیاد فوت کرد. هیچ وقت فکر نمی‌کردم که به اسم قاتل من را صدا کنند. وی درباره چگونگی شنیدن خبر فوت مقتول گفت: قاضی کشیک من را صدا کرد و خبر فوت او را به من داد. به من گفت: تو الان قاتلی و من دیگر چیزی نشنیدم. حالم بد بود و بدنم یخ زد و بعد به بازداشتگاه رفتم. یک ساعت بعد پدرم به ملاقاتم آمد و گفت: دو تا خانواده را بدبخت کردی. من تا یک سال در زندان گنگ بودم. رضا ادامه داد: زمانی که به دادگاه رفتم قاضی ابلاغ کرد که محکوم به قصاص هستم. همه ناراحت بودند و من در زندان به اعدام فکر می‌کردم تا صبح بیدار می‌ماندم و خواب نداشتم. حتی یک شب که بیدار بودم، افسر نگهبان آمده بود تا یکی از زندانیان را برای اجرای حکم ببرند. من فکر کردم با من هستند، تمام بدنم یخ زده بود. حال عجیبی داشتم و زمانی که به سمت تخت‌ها آمدند، زندانی تخت بالایی من را با خود بردند و من تا صبح گریه می‌کردم و افسوس آن روز را خوردم که کاش از باشگاه بیرون نمی‌آمدم و این حسرت برای من پنج سال گذشت. مادر من در این مدت دو بار چشم هایش را عمل کرد و پدرم پیر شد. در روز اجرای حکم دادستان ما را صدا کرد و گفت: به خاطر نزدیکی سال نو دو ماه به ما زمان دادند تا برای رضایت تلاش کنیم. در این مدت اهالی گنگاور، خانواده و اقوام باعث شدند تا خانواده مقتول بعد از پنج سال رضایت دهند. من همیشه از آن‌ها تشکر می‌کنم. رضا در پایان قصه خود درباره ناامیدی اش برای آزادی از زندان گفت: امیدی برای آزادی از زندان نداشتم. همه چیز برای من تمام شد و آرزوهایم در سینه ام مرد و فقط به اعدام فکر می‌کردم. در ادامه، امید قصه خودش را روایت کرد و  گفت: من قبل از این حادثه به همراه پدرم کشاورزی می‌کردم و ۱۸ سالگی این اتفاق برایم افتاد.  یک شب به مراسم عروسی رفته بودیم؛ رفتم تا دستمالی را که طبق رسم قوچانی ها در عروسی ها حین رقص می چرخانند، از یکی از دوستانم بگیرم که همین موضوع باعث درگیری شد و او در این دعوا فوت کرد. امید با اشاره با اینکه خبر فوت را پدرش به او داده، ادامه داد: پدرم خبر فوت را داد و من حرفی نداشتم بزنم. پدرم من را به کلانتری تحویل داد. امید درخصوص یازده سال زندانی بودن خود گفت: زمانی که حکم قصاص من آمد و منتظر اجرای حکم بودم، به خاطر استرس‌هایی که داشتم خودم درخواست اجرای حکم دادم تا تکلیفم مشخص شود. خیلی اذیت شده بودم. من دوبار برای اجرای حکم رفتم. دفعه اول زمان گرفتیم تا خانواده مقتول را راضی کنیم. در مرحله دوم اما با خانواده شاکی روبرو شدم و پای طناب دار رفتم. ما دو نفر بودیم. اول حکم او را اجرا کردند و من او را نگاه می‌کردم و بعد از بیست دقیقه که قرار بود، حکمم اجرا شود خانواده مقتول رضایت دادند. امید در پایان گفت: فراموش کردن این موضوع واقعاً سخت است. حدود ۱۰ ماه است که آزاد شده ام، اما وقتی می‌بینم جوانی ام از دستم رفت، خیلی حالم بد می‌شود. علیخانی در پایان به مخاطبان گفت: شاید این موضوع، قصه، ماجرا خیلی باب میل شما نباشد، اما اشکالی ندارد؛ چراکه تلخی آن الزام دارد و پیرامون ما اتفاق می‌افتد. هیچ کدام از ما مصون نیستیم؛ به جز کسانی که روی خود مسلط هستند. بعضی از ما فکر می‌کنیم این جرم‌ها مال همسایه‌های خیلی دور است و به ما و خانواده مان ربطی ندارد. وی افزود: می‌دانم خیلی از زندانی ها ما را در زندان‌های کشور تماشا می‌کنند. یک خواهش دارم عزیز دلم که خوب ورزش می‌کنی و بدنسازی می روی، فکر نکن که می‌توانی طرف مقابلت را بزنی و چیزی نمی شود؛ در یک لحظه اتفاقی می‌افتد که دیگر نمی‌توانی کاری کنی.  یک خواهش هم از خانواده های اولیای دم دارم؛ آنها صاحب حق قانونی برای قصاص هستند اما اگر می‌توانند یک بار با مددکاران زندان حرف بزنند. شاید آن فرد محکوم به اعدام انسان دیگری شده باشد؛ شاید راهی بای بازگشت او به زندگی باشد.   گزارش از الهام قبادی انتهای پیام/ ]]> فرهنگی Sat, 02 Jun 2018 04:53:30 GMT http://shastoon.ir/report/11140/توصیه-های-غذایی-احسان-علیخانی-روزه-داران-ماجرای-زندگی-دو-جوان-اعدام-نجات-یافتند انتقاد علیخانی از غر زدن‌های بی‌پایان در فضای مجازی/ دختری که آرزوی ابتلا به ایدز داشت! http://shastoon.ir/report/11122/انتقاد-علیخانی-غر-زدن-های-بی-پایان-فضای-مجازی-دختری-آرزوی-ابتلا-ایدز به گزارش شستون؛ به نقل از  باشگاه خبرنگاران جوان؛ سیزدهمین قسمت ماه عسل 97، با انتقاد احسان علیخانی از کم‌کاری و نق زدن مداوم برخی بدون انجام حرکتی مثبت آغاز شد. علیخانی در ابتدای این برنامه گفت: بعضی از ما فقط بخشی از ماجرا را می‌شنویم که از تو حرکت از خدا برکت. کلاً آدم‌های عجیبی شده ایم؛ رفقای عزیزم ما بدون حرکت منتظر کلی برکت هستیم. می‌دانم که در مسیر بن بست هست؛ در کشورمان نخبه سوزی وجود دارد؛ تبعیض وجود دارد؛ بعضی اوقات استعداد شما کشف نمی‌شود و به موانع محکمی بر می‌خورید؛ اما من و شما چقدر آدم می‌شناسیم - جدا از آدم‌هایی که موفقیت خود را مدیون پدر، ژن خوب و رانت هستند- که قهرمان زندگی خودشان بوده اند. فقط نق زدن و نقد کردن کار را جلو نمی‌برد. من آدم می شناسم تنها کاری که انجام می‌دهد فحش گذاشتن در فضای مجازی است و انتظار دارد کسی درب خانه اش را بزند و دو کامیون اسکناس دم درب بگذارد، اما این اتفاق نمی‌افتد.      00:00 02:22 کد ویدیو دانلود   وی افزود: کسی که امید را از من و شما بگیرد بزرگترین خیانت را در حق ما می‌کند. خیلی‌ها بوده اند که ما از تصور مسیر سخت زندگی آن‌ها شاکی می‌شویم که چطور اینقدر شکست می‌خورند، اما مسیر خود را ادامه می‌دهند. حرف زدن خیلی کار ساده‌ای است؛ باید ایستاد، تلاش کرد و موفق شد. این مهمترین اتفاق زندگی است. اما در بخش مهمان، علیخانی با خانمی به اسم یاسی اشکی گفتگو کرد. خانم جوانی که مدت هاست درگیر نوعی بیماری عفونی مشابه ایدز است. او در ابتدا گفت: برایم عجیب است در این برنامه هستم. پنج سال پیش که در آمریکا بودم، یکی از دوستانم برایم کلیپی فرستاد که خانمی محترم به برنامه ماه عسل آمده و گفته من ایدز دارد. من آن زمان با برنامه شما آشنا شدم. اشکی درباره شروع بیماری خود گفت: من در تهران به دنیا آمده ام و بر اثر یک عفونت، ۱۷ ساله بودم که علائم بیماری ام خود را نشان داد. به مرور سیستم ایمنی بدنم ضعیف شد؛ درست مثل کسی که بیماری ایدز دارد. منتهی عامل بیرونی ویروس را نداشتم و مشکل مادرزادی خونی بود. عفونت، بدن درد، احساس خستگی از علائم این بیماری است. که روز به روز وخیم‌تر شد. اوایل پزشکان دلیل بیماری من را نمی‌دانستند. بیشتر بخوانید: آرزوی بزرگ مهمان برنامه ماه عسل؛ امیدوار بودم ایدز بگیرم! + فیلم وی افزود: حدود ۸ سال تب و عفونت داشتم و با آن وضعیت سر کار و دانشگاه می‌رفتم. پزشکان دلیل از بین رفتن سیستم ایمنی من را نمی‌دانستند و به من می گفتند دچار بیماری ایدز شدم. من با شنیدن این خبر خنده ام گرفت؛ همه فکر می‌کنیم بیماری ایدز برای دیگران است، اما من به جایی رسیدم که آرزو داشتم ایدز داشته باشم. اشکی درباره نوع بیماری اش اظهار کرد: سال‌ها بعد که به آمریکا کوچ کرده بودیم، دکتر من در تعطیلات کریسمس بود. به بیمارستانی رفتم و آنجا دکتری علائم بیماری من را دید و گفت: تب و مشکل فیزیکی دارید و به بیماری من مشکوک شد. شما تصور کنید سال‌های طولانی درس خوانده بودم، مستقل بودم و در شهری جدا از خانواده ام زندگی می‌کردم، اما به مرور خانه‌ام را از دست دادم و پیش خانواده ام برگشتم. کار به جایی رسید که حداقل ۲۰ ساعت در روز خواب بودم و بیماری من را رها نکرد. پزشک معالجم به من گفت دچار یک بیماری عفونی مشابه ایدز شده ام؛ بیماری با عنوان HPV. آن دکتر به من گفت: این یک ویروس خارجی نیست؛ اتفاقی است که در بدن تو می‌افتد و وقتی بدن به آن مرحله می‌رسد، شوک به بدن وارد می‌شود. شاید سیستم ایمنی بدن به شکلی از خواب بیدار شود و به من پیشنهاد داد شیمی درمانی را شروع کنم. در این سه سال و نیم مثل جنازه بودم؛ حتی در آن روز‌ها پزشک من کار پژوهشی روی بیماران مشابه انجام می‌داد و از ۱۴۵ نفر فقط من زنده ماندم و دکترم همیشه به من می‌گوید تو خود معجزه هستی؛ چرا که این یک بیماری مرگبار و جدی است. من به جایی رسیدم که تنها امیدم رفتن و مرگ بود تا درد‌هایم تمام شود، مرگ و زندگی برایم یکی شده بود. اشکی بیان کرد: یک شب تب و لرز عجیبی داشتم و آن شب فکر کردم کسانی که ایدز دارند، چگونه زندگی می‌کنند؛ اما با خودم گفتم آن‌ها حق انتخاب دارند، اما بیماری من ژنتیکی بود. نذر کردم اگر زنده بمانم، همه عمر خود را صرف این کنم که به خانه ایرانیان بروم و بگویم که مواظب خود باشید تا hpv نگیرید؛ چرا که من شرایط سختی را تحمل می‌کنم. کسی دلیل زنده ماندن من را نمی‌داند؛ چراکه یک معجزه بود. اما عشق به ساختن مانند دارویی در بدنم تزریق شد و آرام آرام حالم بهتر شد. البته بعد از پنج سال هنوز هم جواب آزمایش هایم حکایت از حال خوب من نمی‌دهد. با اینکه پدر و مادرم در آمریکا هستند، اما من برای ادای نذرم به ایران آمده ام تا درباره بیماری شبیه ایدز توضیح دهم. اشکی از ویروس hpv گفت و اینکه نسبت به hiv سرعت انتقال بیشتری دارد. hpv درمان ندارد، اما واکسن دارد که آن را قابل پیشگیری می‌کند، ولی hiv درمان و واکسن ندارد. hpv بعد از ۱۵ سال به سرطان تبدیل می‌شود و در آینده سونامی در این بیماری اتفاق می‌افتد. هر سال حدود ۶۳۰ هزار زن سرطان مرتبط با hpv می‌گیرند که نصف آن‌ها منجر به مرگ می‌شود و ۸۵ درصد این انتقال‌ها در کشور‌های توسعه نیافته است. فقط یک درصد در کشور‌های توسعه یافته است؛ چرا که آن‌ها واکسن این بیماری را دارند. مهمان ماه عسل تصریح کرد: این ویروس خیلی راحت منتقل می‌شود، به همین دلیل خیلی شایع است. در این سال‌ها توانسته ایم با وزارت بهداشت برای پیشگیری از این بیماری رایزنی کنیم؛ البته نقش مشارکت مردم خیلی مهم است. به گزارش سازمان بهداشت جهانی، از هر پنج دختر در غرب یک نفر و از هر ۱۳ پسر، یک پسر قبل از ۱۸ سالگی آزار جنسی را تجربه می‌کند. الان مرز‌های دنیا کمرنگ شده و باید پیشگیری و آموزش را مد نظر قرار دهیم. والدین باید به بچه‌ها بگویند که از خودشان مراقبت کنند. لازم نیست بچه‌ها را بترسانیم؛ بلکه فقط باید یکسری اصول را به آنها یاد بدهیم. من کمپین تولید واکسن این بیماری را از اسفند ماه سال گذشته راه انداختم. در این مدت چند خیر برای کمک با ما همکاری کرده‌اند. با آمدنم به این برنامه خواستم از این قاب از همه کسانی که به پیشگیری اعتقاد دارند، برای تولید این واکسن دعوت به همراهی کنم. اشکی در پایان گفت: من اهل شهر یزد هستم؛ شهر قنات‌ها. وقتی کسی قناتی را حفر می‌کند، هفت نسل بعد او به آب می‌رسند. من زمانی که شروع به کار در این پروژه کردم، نمی‌دانستم چند روز دیگر زنده هستم؛ الان هم که اینجا هستم نمی‌دانم رمضان سال بعد را می بینم یا نه؛ اما اگر تولید ملی واکسن HPV تا همین امروز فقط آرزوی من بود، مطمئن هستم الان مسئولیت یک ملت شده است و نسل های بعدی ما حتما از آن بهره مند می شوند.       گزارش از الهام قبادی انتهای پیام/ ]]> فرهنگی Wed, 30 May 2018 07:06:27 GMT http://shastoon.ir/report/11122/انتقاد-علیخانی-غر-زدن-های-بی-پایان-فضای-مجازی-دختری-آرزوی-ابتلا-ایدز ماجرای پسری که مادرش را در «ماه عسل» غافلگیر کرد/ بحران سی سالگی احسان علیخانی چگونه گذشت؟ http://shastoon.ir/report/11095/ماجرای-پسری-مادرش-ماه-عسل-غافلگیر-بحران-سی-سالگی-احسان-علیخانی-چگونه-گذشت به گزارش شستون؛ به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان؛ احسان علیخانی در دهمین برنامه «ماه عسل» میزبان احسان سلحشور بود. احسان سلحشور در بخش ابتدایی گفتگو از زندگی خود گفت:  ۹ اسفند ۶۸ در فولادشهر اصفهان به دنیا آمدم و در حال حاضر در اصفهان زندگی می‌کنم، پدرم کارگر ذوب آهن بود و در خانه سازمانی زندگی می‌کردیم. علیخانی گفت: یک سال دیگر مانده تا درگیر سی سالگی شوید وقتی که این مرحله را رد کنید متوجه  بحران سی سالگی می‌شوید و بعد منتظر بحران چهل سالگی هستند. سلحشور گفت: شما که سی سالگی را سپری کردید بحران داشتید؟ علیخانی گفت: بحران به معنای موضوع ترسناک نه، اما به معنای چالش دورنی بله؛ عدد سه، عدد جدیدی است به محض اینکه کیک فوت می‌کنید و مثل فیلم ها همه خاطرات را مرور می‌کنید، سوالات زیادی به ذهنت می آید اما تصور من این است که زندگی عمیق‌تری بعد از سی سالگی تجربه می‌کنی چرا که خانواده، جامعه و پیرامون تو فرصت اشتباه برایت قائل نیست و اگر تجربه‌ای بوده در این ده سال دیدی و در حال حاضر دیگر نمی‌توانی کاری انجام بدهی. زمانی که احسان سلحشور متولد می‌شود تنها خواهر بزرگش را داشت و خواهر کوچکش سال ۷۲ به دنیا آمد. در دوران کودکی آنها همه شرایط رفاهی فراهم نبود و از نظر مالی به جهت شغل پدر در مضیقه بودند. مصداق رویایی ذهن و پول، سریال «کت جادویی» بود که از جیب های خود پول خارج می‌کرد و به فکر تمام شدن نبود.فردی درسخوان که در کنار درس، بازیگوش هم بود. احسان سلحشور از علاقه اش به پزشکی گفت و این که به درس برای دستیابی به ثروت علاقمند بود. سلحشور ادامه داد: آخرین تصویری که از پدرم دارم در شش سالگی است. در آن سال ها متوجه شدم که پدرم بیماری سرطان دارد؛ من اولین بار فهمیدم که سرطان چیز بدی است که می تواند پدرم را از من بگیرید. پزشکی که قرار بود پدرم را درمان کند گفته بود که برای درمان بیماری به پنج میلیون احتیاج است و تمام دارایی خانواده ما یک خانه سازمانی ذوب آهن بود که یک میلیون و دویست تومان بود و نمی توانستیم آن پول را تهیه کنیم. آنجا فهمیدم که پول چقدر مهم است و چقدر دنیا به آدم ها سخت می‌گیرد که به خاطر نداشتن پول عزیزشان را از دست بدهند. تمام عمرم را حاضرم بدهم و برگردم تا آن پول را تهیه کنم تا پدرم را یک بار دیگر ببینم و صدایش بزنم و برای یکبار هم شده از پدرم پول تو جیبی بگیرم. علیخانی گفت: البته به فرض این که اگر شما پنج میلیون هم می‌دادید آیا پدرتان می‌توانست نجات پیدا کند، در حال حاضر کسانی  هستند که میلیاردها خرج بیمار خود می‌کنند و جواب نمی‌گیرند. اما کسی که مبتلا به سرطان می شود اینگونه نیست که با دنیا وداع کند کسانی را دیده‌ایم که بهبود پیدا می‌کنند و زندگی  را ادامه می‌دهند. سلحشور گفت: بیماری پدرم ده سال طول کشید و دوران سختی داشت. داروهای سرطان گران بود و امید ما به حقوق از کار افتادگی پدرم بود که هزینه عادی را هم نمی‌توانستیم تامین کنیم. وی افزود: شب تولد امام رضا (ع) مادرم برای بهبود پدرم خیلی دعا کرد. فردای آن روز من به مدرسه رفتم مدیر مدرسه من را صدا زد و درباره خانواده‌ام پرسید و بعد با هم به خانه ما آمدیم و متوجه شدم که پدرم فوت کرده است. زمانی که پدرم فوت کرد من اول دبیرستان بودم و احساس کردم همه خانواده نگاهشان به من است چراکه من تک پسر بودم. همیشه به این فکر می‌کردم باید کاری کنم که نبود پدر را حس نکنند اما ما زندگی راحتی نداشتیم، مادرم تا سن ۶۰ سالگی و من تا دبیرستان مسافرت نرفته بودیم. سلحضور تصریح کرد: تک پسر بودن در خانواده باعث شد او تلاش کند تا خانواده جای خالی پدر را حس نکنند. کار او سخت بود و حس می کرد تنها حامی خانواده اش است. بنابراین تصمیم گرفت علوم تجربی نخواند و به سمت رشته فنی و حرفه‌ای رفت و در این رشته مشغول شد تا زودتر به کار و حمایت از خانواده مشغول شود. سلحشور مشغول به تحصیل در رشته کامپیوتر شد و پس از پایان سوم هنرستان و در ۱۸ سالگی با ۵ میلیون پس انداز خانواده، ماشینی می‌خرد و به مسافرکشی مشغول می‌شود. پس از مدتی به پیشنهاد دوستش در یکی از روستاهای اصفهان ساندویچی می‌زند و همزمان مسافرکشی می‌کند.اما بعد از قبولی در دانشگاه دولتی شهرکرد به دلیل نداشتن پول در ورود به دانشگاه دچار مشکل می شود. سلحشور با اشاره به شروع مشکلات خود گفت: بعد از بحثی که با مادرم داشتم از خونه بیرون رفتم و یکی از همکلاسیم را دیدم که ماشین مدل بالایی دارد از من پرسید چرا اینقدر پریشانی من گفتم نیاز به پول دارم و دوستم از داشبورد به من پول می‌دهد. او با این پول وارد دانشگاه می‌شود و به دنبال چرایی کار دوستش می گردد و او جواب می دهد که در کار سرمایه گذاری در ملک و املاک است. سلحشور با فروش ماشینش سرمایه‌اش را به دوستش سپرد؛ حتی بعد از مدتی مادرش را راضی کرد تا تمام دارایی خود یعنی خانه را بفروشد که  مادرش با اینکه راضی نبود اما  این کار را کرد. بیشتر بخوانید: علم بهتر است یا ثروت از نگاه احسان علیخانی + فیلم  مهمان «ماه عسل» گفت: پس از مدتی متوجه شدم که دوستم در کارش موفق نیست و پولی به من نمی داد؛ حتی دیگر جواب تلفن من را نداد و من نمی توانستم این خبر را به خانواده بدهم و تا امروز هم خبری از دوستم ندارم. چند ماهی از این قضیه گذشت و احضاریه‌ای به خانه ما آمد که اسم پنج نفر را روی آن نوشته شده بود و یکی از این پنج نفر اسم دوست من بود و من تعجب کردم که چرا اسم من هم در این احضاریه است. به دادگاه رفتم و آنها گفتند به اتهام کلاهبرداری باید ۱۰۰ میلیون سند بذارید تا آزاد شوید ما این سند را نداشتیم و من بازداشت شدم و به زندان رفتم، شاکیان  به دلیل نزدیکی من به دوستم  فکر می‌کردند با دوستم شریک هستم اما ما یکی از مالباخته ها بودیم. سلحشور قبل از این که به زندان برود به تازگی نامزد کرده بود. همسر سلحشور گفت: من شک کردم که احسان کلاهبردار است یا اینکه پول کسی را خورده باشد. خواهر سلحشور عنوان کرد: من در همه تصمیم های احسان حامی او بودم به او ایمان داشتم. بدترین لحظه ای که بعد از فوت پدرم دیدم زندان رفتن احسان بود .اولین ملاقاتی که رفتم و احسان را پشت میله ها دیدم فقط گریه می کردم. سلحشور با اشاره به حضور خود در زندان گفت: در اولین جلسه بازپرسی که رفتم فهمیدم چقدر بد است که آدم نتواند از خودش دفاع کند و من بلد نبودم از خودم دفاع کنم، طوری با من برخورد شد که حس کردم باید یاد بگیرم از خودم دفاع کنم برای همین تصمیم گرفتم رشته حقوق بخوانم. بیشتر بخوانید:وقتی یادگیری علم، باعث نجات یافتن مهمان ماه عسل از زندان شد! + فیلم  سلحشور تصریح کرد: وقتی در زندان تصمیم گرفتم تغییر کنم، فهمیدم دیوار های زندان هر چه بلند باشند فکر من از آنها بلندتر است. دائما مشغول درس خواندن بودم و زندانی ها مسخره می کردند اما با همکاری مسئولان امتحان دادم و با همه وجود می خواستم آدم جدید شوم. وی بیان کرد: وقتی از زندان آزاد شدم، می‌خواستم درس بخوانم دانشگاهی را انتخاب کردم که فرصت کار کردن داشته باشم چراکه شرایط زندگی ما خوب نبود. دانشگاه قبول شدم و برای هزینه دانشگاه نیاز به پول داشتم تلویزیون خونه را برداشتم و گفتم میخواهم بفروشم که خواهر و مادرم نسبت به این موضوع  اعتراض کردند و حرف غم انگیزی که شنیدم این بود که تو ارث پدرمون را خوردی. من اصلا قصد نداشتم این کار را کنم و حالا از عزیز ترین افراد زندگی‌ام این حرف را شنیدم؛ بنابراین من ساک خودم را بستم و از خانه رفتم. مادر سلحشور گفت: در این مدت می‌گفتم که تو باعث شدی من از بهترین خانه بیرون روم که یادگاری همسرم بود. سلحشور درباره موفقیت خود بعد از زندان گفت:  همه چیزهایی که داشتیم  را از دست دادم تنها چیز باقی مانده طرز تفکر من بود. من باید یاد می‌گرفتم که چطور زندگی خودم را تغییر می‌دادم و تصمیم گرفتم وارد کسب و کار شوم و با این باور کار می‌کردم که می‌توانی دوباره شروع کنی. چیزی که امروز جامعه به آن نیاز دارد، امید است. دوستی داشتم که در کار بیمه بود و از او خواستم که کمکم کند و او گفت اگر بازاریابی بیمه کنم به من یک درصدی می‌دهد و البته ما به زندانی‌ها کار نمی‌دهیم. من با بازاریابی بیمه عمر کار خودم را شروع کردم؛ البته با اعتمادچند نفر از دوستانم  خیلی کار کردم و امید داشتم که زندگی‌ام تغییر می کند و البته این اتفاق افتاد. رسالت من از بین بردن فقر بود و توانستم این کار را کنم تا هیچ فرزندی به خاطر نداشتن پول پدر خود را از دست ندهد. در بخش پایانی احسان سلحشور خانه‌ای که آن روزها به خاطر او، مادرش فروخته بود را دوباره به مادر خود هدیه داد. گزارش از الهام قبادی انتهای پیام/ ]]> فرهنگی Mon, 28 May 2018 05:36:13 GMT http://shastoon.ir/report/11095/ماجرای-پسری-مادرش-ماه-عسل-غافلگیر-بحران-سی-سالگی-احسان-علیخانی-چگونه-گذشت کنایه احسان علیخانی به عکس‌های کارت ملی/ فرمول شفابخش مهمان خاص ماه عسل برای پسران عاشق! http://shastoon.ir/report/11073/کنایه-احسان-علیخانی-عکس-های-کارت-ملی-فرمول-شفابخش-مهمان-خاص-ماه-عسل-پسران-عاشق به گزارش شستون، به نقل از  باشگاه خبرنگاران جوان؛ در نهمین قسمت از برنامه ماه عسل، احسان علیخانی بعد از پخش تیتراژ ابتدایی، با فرهاد ایرانی به گفتگو نشست. در ابتدا علیخانی اشاره‌ای به گفتگوی سال گذشته خود با فرهاد کرد و گفت: دو سال پیش قرار بود با شما مصاحبه کنیم تا بتوانیم کاری در زندگی ات انجام دهیم، اما دخالت ماه عسل همه چیز را خراب کرد. ما همیشه ادعا کرده ایم که گره گشایی کرده ایم، اما یک جایی از ما کمک خواستی و ما ورود کردیم و اوضاع بدتر شد. ایرانی گفت: بله همینطور است. من خودم هم فکر می‌کردم همه چیز خوب جلو برود، اما متاسفانه اتفاق خوبی رخ نداد. فرهاد ایرانی متولد سال ۶۴ در تهران و تک فرزند است. او در چهار سالگی متوجه می‌شود چهره اش با بقیه متفاوت است. مهمان ماه عسل درباره این تفاوت ظاهری گفت: هنوز عمق فاجعه را نمی‌دانستم. دو سال من را در مدرسه‌ای ثبت نام نمی‌ کردند؛ چرا که من از نظر ژنتیک مشکل داشتم؛ صورت و فک من به طور کامل شکل نگرفته بود و از هر ۵۰ هزار نفر، یک نفر اینگونه می‌شود و آمار آن خیلی پایین است. حتی بیشتر دکتر‌ها این موضوع را نمی‌دانستند، فکر می‌کردند من سوخته ام یا تصادف کرده ام. این یک بیماری نادر بود که از مادرم به من رسیده بود. نهایتاً برای من معلم گرفتند تا آموزش ببینم و تصویر من از مدرسه، معلم شخصی در خانه بود و فکر می کردم همه به این شکل تحصیل می‌کنند. وی درباره ورودش به مدرسه گفت: بالاخره توانستم وارد مدرسه شوم، اما بچه‌ها از من می‌ترسیدند و سوال‌های عجیب از چهره ام می‌پرسیدند. به همین خاطر یک بار به یکی از همکلاسی هایم گفتم، من از فضا آمده ام و به همین خاطر با من دوست شد. چهره ام در آن دوران خیلی نسبت به امروز ترسناک تر بود و الان چند جراحی ساده کرده ام. علیخانی در اینجا درباره عمل‌های زیبایی گفت: الان به طور ویژه در تهران، یک جوری دخترها و پسر‌ها شبیه هم شده اند که احساس می‌کنید، خواهر و برادر زیاد شده اند. انگار دکتر‌ها یک شابلون دارند و همه شبیه هم شده‌اند و تفاوتی در آن‌ها نیست! مهمان ماه عسل سپس درباره بیماری اش گفت: اولین بار که دکتر رفتم، به من گفتند خیلی ها مثل من هستند اما هرچه منتظر ماندم کسی را مثل خودم ندیدم. تا اینکه پس از مدت زیادی یک نفر به آنجا مراجعه کرد و به دلیل این که کسی چهره اش را نبیند، چادر سرش گذاشته بود. من آنجا فهمیدم بیماری من فاجعه‌ای است و باید کاری می‌کردم. کم کم پیگیر کارهایم شدم. علاقه مند به موسیقی و گرافیک بودم‌ و حتی به تنهایی چند ساز را یاد گرفتم. وی درباره شروع کارش گفت: به دنبال کار بودم و تلفنی توضیح می‌دادم  و نمونه کار هم برایشان ارسال می‌کردم. آن‌ها قبول می‌کردند، اما زمانی که حضوری به دفترشان می‌رفتم، به بهانه‌های مختلف قبولم نمی‌کردند، خیلی مشکلاتم زیاد شده بود. در خلوت گریه می‌کردم و بالشت روی صورتم می‌گذاشتم و داد می زدم. فرهاد سپس درباره نحوه ورودش به دانشگاه توضیح داد: با سختی وارد دانشگاه شدم. شرایط برایم سخت بود، چون هم دختر‌ها و هم پسر‌ها حضور داشتند. سال دوم دانشگاه برای نواختن موسیقی تقسیم بندی شدیم. عده‌ای در موسیقی پاپ و عده‌ای هم در موسیقی سنتی، اما من همه آلات موسیقی در پاپ و سنتی را می نواختم و انقلابی در زندگی ام رقم خورد. در بخش دیگر گفتگو مهسا همسر فرهاد ایرانی در برنامه حاضر شد. علیخانی درباره خواستگاری رفتن فرهاد سوال کرد و ایرانی پاسخ داد: خیلی جرات نداشتم این کار را انجام دهم و اولین بار، با دومین خواستگاری حدود ده سال طول کشید. اولین بار به من گفتند تو آبروی ما را می بری و ما دامادی این چنین نمی خواهیم. وی ادامه داد: حضورم در دانشگاه باعث اتفاقات بسیاری شد، سعی کردم در همه کار توکل به خداوند کنم. همسرم را اول بار در دانشگاه دیدم.   مهمان ماه عسل چگونه از همسرش جواب «بله» گرفت؟ در ادامه، همسر فرهاد ایرانی درباره اولین باری که در دانشگاه او را دیده بود، گفت: مثل بقیه آدم‌ها که در خیابان و دانشگاه فرهاد را می‌دیدند برایم عجیب بود که چرا این شکلی است و حتی یک گاردی نسبت به فرهاد داشتم. سعی می کردم اصلا سمت او نروم. علیخانی در ادامه به ایرانی گفت: از فرمول شفابخش بله گرفتن از همسرت بگو. او پاسخ داد: من فقط می گویم سعی کنند؛ سیریش نشوند و کاری کنند که به آنها اعتماد شود. سپس همسر فرهاد درباره خواستگاری او بیان کرد: اولین بار در بوفه دانشگاه از من خواستگاری کرد. خیلی تعجب کردم و سعی کردم عکس‌العملی نشان ندهم که ناراحت بشود. به او گفتم به پیشنهادش فکر می‌کنم. همه اش در ذهنم می‌گفتم که پدر و مادرم من را به او نمی‌دهند. اینجا بود که علیخانی رو به فرهاد کرد و گفت: بگو فرهاد که چه کردی که رضایت او و خانواده را گرفتی.  ایرانی گفت:پیشنهاد مستقیم ندادم؛ گفتم می‌توانید فکر کنید و الان جواب نمی‌خواهم. مهسا ادامه داد: من چیز‌هایی در فرهاد دیدم که در خودم نمی‌دیدم. احساس کردم با فرهاد کامل‌تر می‌شوم؛ شجاعت، اعتماد به نفس بالا و قابلیت اتکایی که فرهاد داشت من را برای این ازدواج مصمم کرد. ایرانی عنوان کرد: خانواده او اما یک جواب قطعی دادند که با این ازدواج مخالف هستند، اما من، چون ایمان و توکل را داشتم این مسیر را طی کردم. سعی کردم با گذر زمان این موضوع را به همه ثابت کنم که ما همدیگر را دوست داریم. علیخانی رو به مخاطبان گفت: فرهاد جایی فکر کرد که ماه عسل می‌تواند کمکش کند، اما پدر همسرش گفت: ماه عسل! علیخانی! عمراً تو می‌خواهی دختر من را بگیری و ببری ماه عسل؟! خلاصه اینکه با ورود ما به قصه فرهاد اوضاع خراب تر شد. ایرانی درباره صحبت کردن با پدر همسرش و راضی کردن او گفت: ایشان از من خواستند که با هم صحبت کنیم و این برایم خیلی سخت بود. نهایتاً با پدر مهسا حرف زدم و همان ابتدا به او گفتم که می دانم مسئله اصلی شما چهره من است؛ بعد هم درباره کارهایم و آینده با ایشان حرف زدم و توانستم برای این ازدواج قانعشان کنم. مهسا درباره حرف‌های اقوام و دوستانش و واکنش آنها به این تصمیم گفت: صحبت‌های مختلفی شد و من فقط حرف‌های آن‌ها را شنیدم و گوش ندادم. برایم مهم نبود البته به آن‌ها حق می‌دادم ؛ چراکه خودم هم در اولین دیدار با فرهاد همین حرف‌ها را می‌زدم و هیچ وقت فکر نمی کردم با او ازدواج کنم؛ اما یک نکته را اینجا بگویم که من به خاطر قلب و اخلاق فرهاد با او ازدواج کردم. ایرانی درباره اینکه نمی‌خواهد چهره اش را جراحی کند، گفت: اگر احسان علیخانی، احسان علیخانی شده است؛ به خاطر اراده اش است و نه چهره. می‌خواهم به تمام جهان نشان بدهم که موفقیت به چهره نیست و به استعداد است. صورت من برایم مثل کتاب بود و به من همه چیز را یاد داد. علیخانی درباره اینکه اگر بخواهید بچه دار شوید، شاید به مشکل بخورید سوال کرد که مهسا گفت: بچه دار شدن در اولویت من نیست و اولویت من فرهاد است. علیخانی در پایان گفت: فرهاد تو عکاس فوق العاده‌ای هستی. از تو خواهش می‌کنم کنترات عکس کارت ملی‌های ما را بردار. همه شبیه دایناسور شده ایم. آخر این چه عکس هایی است که روی کارت ملی ماست. خیلی عجیب هستیم. گزارش از الهام قبادی انتهای پیام/ ]]> فرهنگی Sat, 26 May 2018 06:16:46 GMT http://shastoon.ir/report/11073/کنایه-احسان-علیخانی-عکس-های-کارت-ملی-فرمول-شفابخش-مهمان-خاص-ماه-عسل-پسران-عاشق مهران مدیری سریال ۹۰ قسمتی می‌سازد/ اجرای یک تاک‌شو با گلزار/ زمان پخش "هفت" به مدیر شبکه ۳ واگذار شد http://shastoon.ir/report/11031/مهران-مدیری-سریال-۹۰-قسمتی-می-سازد-اجرای-یک-تاک-شو-گلزار-زمان-پخش-هفت-مدیر-شبکه-۳-واگذار به گزارش شستون؛ به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان؛ مرتضی میرباقری معاون سیما در حاشیه نخستین نشست هم اندیشی حمایت از کالای ایرانی، در جمع خبرنگاران در خصوص پخش و خریداری بازی های جام جهانی گفت: ما در هر صورت تدارک ویژه‌ای برای جام جهانی داریم که بخشی از آن مربوط به پخش صدرصدی بازی‌ها است بطوری که  همه بازی‌ها پخش خواهد شد.‌ وی افزود: با توجه به دستوراتی که ارائه شده، امروز ۱۰ درصد از جغرافیای کشورمان زیر پوشش شبکه های دیجیتال نیستند، اما با توجه به تمهیداتی که در نظر گرفته شده، مشکل آن ها هم برطرف خواهد شد. میرباقری در خصوص اجرای برنامه هفت ادامه داد: برنامه هفت جزء برنامه های شبکه سه سیما است و از نظر ما هیچ محدودیتی برای اجرای برنامه وجودندارد و با توجه به تغییر مدیریتی که انجام شده، تمهیداتی اندیشه شده و هر زمان که تشخیص بدهند برنامه را شروع خواهند کرد. معاونت سیما با اشاره به تغییر و تحولات مدیران در شبکه های مختلف سیما و جوانگرایی اظهار کرد: سیاست اصلی ما در صدا و سیما، نگاه جوانگرایی در حوزه برنامه سازی است، ما امروز در بخش تهیه کنندگان سیما، هزار برنامه ساز داریم که مشغول به کار هستند. وی ادامه داد: ما بدترین شیوه در بحث جوانگرایی می دانیم که تحولات و تغییرات هر شبکه را از مدیران ارشد مجرب  شروع کنیم، چرا که انرژی و خلاقیت جوانی خود را باید در عرصه تولید و بین برنامه سازان و مدیران هر گروه از شبکه های سیما خود را نشان بدهد تا در نهایت این تغییرات در رده مدیریت های کلان قرار بگیرد. از این رو این خبرهایی که درباره تغییر مدیریتی در شبکه ها گفته می شود مصداق یک توهم است و صدرصد می گویم که هیچ کدام از گزینه های انتخابی که بیان شده وجود ندارد. وی در خصوص اجرای محمدرضا گلزار در یک برنامه جدید با ساختار تاکشو بیان کرد: بله این برنامه وجود دارد و آقای فروغی مدیر شبکه سه در تدارک کارهای این برنامه است. معاون سیما در خصوص ساخت سریال مهران مدیری خاطر نشان کرد: آقای مدیری علاقه مند به ساخت یک سریال  بعد از «دورهمی» بود که هم اکنون او در حال مذاکره است و ما نیز مسئولیت را به سیما فیلم سپرده ایم. میرباقری با اشاره به ارائه طرح اولیه فیلمنامه توسط مدیری گفت: ما منتظر ساخت یک سریال ۹۰ قسمتی هستیم. انتهای پیام/ ]]> فرهنگی Tue, 22 May 2018 05:34:01 GMT http://shastoon.ir/report/11031/مهران-مدیری-سریال-۹۰-قسمتی-می-سازد-اجرای-یک-تاک-شو-گلزار-زمان-پخش-هفت-مدیر-شبکه-۳-واگذار